تبلیغات
احکام و برکات نماز - فصل چهارم : حقوق و وظایف خانواده
Get Adobe Flash player
خبرنامه
دانلود ها
کانال آپارات احکام و برکات نماز
احادیث احکام و برکات نماز
فصل چهارم : حقوق و وظایف خانواده

یك . حقوق و وظایف همسران
برخى از حقوق و وظایف زن و شوهر عبارتند از:
1. زنى كه عقد دائمى شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود، و باید خود را براى لذتى كه او مى خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعى از نزدیكى كردن او جلوگیرى نكند.
و اگر در اینها از شوهر اطاعت كند، تهیه غذا و لباس و منزل او و لوازم دیگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است ، و اگر تهیه نكند چه توانایى داشته باشد، یا نداشته باشد مدیون زن است .
2. اگر زن در كارهایى كه در مساله پیش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است ، و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بین نمى رود.
3. مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند.

فیلم:احکام خواندن نماز روی چیرنجس





. مخارج سفر زن اگر بیشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نیست ، ولى اگر شوهر مایل باشد كه زن را سفر ببرد باید خرج سفر او را بدهد.
5. زنى كه از شوهر اطاعت مى كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به عدول مؤ منین ، و اگر آن هم ممكن نباشد به فساق مؤ منین مراجعه نماید، و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد مى تواند در هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد، و اگر ممكن نیست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهیه كند، در موقعى كه مشغول تهیه معاش ‍ است اطاعت شوهر بر او واجب نیست .
6. مرد نمى تواند زن دائمى خود را به طورى ترك كند كه نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بى شوهر، لكن واجب نیست هر چهار شب یك شب نزد او بماند.
7. شوهر نمى تواند بیش از چهار ماه ، نزدیكى با عیال دائمى خود را ترك كند.
8. مرد باید نسبت به كارهایى كه همسرش از روى ناآگاهى انجام داده است ، گذشت داشته باشد و با او ترشرویى نكند.
9. اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بین برود، و همچنین اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى باز دارد، بنابر احتیاط واجب باید خوددارى كند.
10. نذر زن بى اجازه شوهرش باطل است ، [ ولى ] اگر زن با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمى تواند نذر او را به هم بزند، یا او را از عمل كردن به نذر باز دارد.
11. اگر شوهر از قسم خوردن زن جلوگیرى كند، قسم او صحیح نیست .
12. اگر زن بدون اجازه شوهر قسم بخورد، قسم او بعید نیست صحیح نباشد، لكن نباید احتیاط را ترك كند.
13. اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بیرون نبرد و مرد هم قبول كند، نباید زن را از آن شهر بیرون ببرد.
استفتائات
آرایش زن و رضایت همسر
O آرایش كردن زن ، خود را براى غیر همسر در بعضى مجالس زنانه مثل عروسى یا مهمانى زنانه و... چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه مورد رضایت همسر نباشد چه حكمى دارد؟
باسمه تعالى ؛ در صورتى كه نامحرم او را نبیند اشكال ندارد، ولى سعى شود تا توافق بین زن و همسر حاصل شود.
لباس زن و رضایت همسر
O اگر جهت شركت در یك مهمانى خاصى زن بخواهد لباس مخصوصى را بپوشد، ولى همسر وى راضى نباشد و نپوشیدن آن لباس نیز موجب هتك آن زن نباشد، و در صورت استفاده زن از آن لباس چه بسا موجب ناراحتى خانوادگى و ایجاد اختلاف شود، از نظر شرعى این پوشیدن چه حكمى دارد و آیا جایز هست یا خیر؟
باسمه تعالى ؛ اگر پوشیدن لباسى موجب اختلاف و مفسده باشد، باید از پوشیدن آن اجتناب شود. و شوهر هم نباید از لباسى كه متعارف اقران  همسر او مى پوشند جلوگیرى كند.
توطّن زن
O آیا زن در توطّن  یا مسافرت تابع مرد است ؟ در چه شرایطى و تا چه حدى ؟
باسمه تعالى ؛ میزان قصد خود زن است .
حدود اطاعت از شوهر
O حدود اطاعت از شوهر تا چه حدى است ؟
باسمه تعالى ؛ در مطلق استمتاعات  و خروج زن از منزل باید اطاعت از شوهر باشد.
دو. ترك حقوق و وظایف همسران
اء. نشوز زن
نشوز زن یا رعایت نكردن حقوق شوهر عبارت است از بیرون رفتن زن از اطاعت شوهر در امورى كه بر زن واجب است و آنها عبارتند از:
1. تمكین نكردن خویش براى شوهر در كامیابى و امور جنسى .
2. از بین نبردن آنچه مایه تنفر و ضد كامیابى و لذت بردن امور جنسى است .
3. ترك پاكیزگى و آرایش خود در صورتى كه شوهر خواستار آن باشد.
4. بیرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر و غیر اینها.
ولى ترك اطاعت از شوهر در مواردى كه بر زن واجب نیست ، باعث نشوز وى نمى شود.
بنابراین اگر زن از خدمات خانه و خواسته هاى شوهر كه مربوط به كامیابى در امور جنسى نمى شود مانند جارو كردن ، خیاطى ، آشپزى یا جز آن حتى آب دادن و پهن كردن رختخواب خوددارى كند، نشوز وى شمرده نمى شود.
یادسپارى
O اگر زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد، باید نماز را تمام بخواند. ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، باید نماز را شكسته بخواند.
استفتائات
حكم اطاعت نكردن زن از شوهر
O اگر زنى در زندگى اولا اطاعت از شوهر نكرد؛ ثانیا براى شوهرش ارزش ‍ قائل نبود؛ ثالثا اسرار زندگى را در همه جا فاش نمود؛ رابعا در زندگى مرتب دروغ گفت تكلیف مرد از نظر شرعى با چنین زنى چیست ؟
باسمه تعالى ؛ باید او را امر به معروف و نهى از منكر نمایید.
مقید نبودن زن به مسائل شرعى
O چندین سال است كه ازدواج كرده ام ، خودم خیلى دنبال مسائل دینى و شرعى هستم و مقلد امام مى باشم ، ولى متاسفانه همسرم زیاد به مسائل دینى اهمیت نمى دهد و بعضى اوقات پس از خیلى سر و صدا یك دفعه نماز مى خواند و چند دفعه نمى خواند و این امر مرا زیاد رنج مى دهد، در اینجا وظیفه من چیست ؟
1. آیا خوردن غذایى كه او درست مى كند از نظر شرعى جایز است ؟
2. آیا در این مورد، در روز قیامت ، من مسوول نیستم ؟
3. آیا در اثر بى توجهى او به دین ، باید او را طلاق داد؟
باسمه تعالى ؛ اگر منكر خدا یا رسول یا یكى از ضروریات دین نیست پاك است و باید او را امر به معروف كنید، و اگر موثر نباشد شما معذور هستید و لازم نیست طلاق دهید و اختیار طلاق در دست خود شماست .
ب . نشوز مرد
نشوز مرد با رعایت نكردن حقوق زن عبارت است از:
ستم و آزار به زن و انجام ندادن حقوق واجبى كه زن بر عهده شوهر دارد، مانند پرداخت هزینه هاى زن از سوى شوهر.
یادسپارى
O براى آگاهى از راههاى درمان نشوز زن و مرد به كتاب تحریرالوسیلة ، ج 2، ص 305 - 307 و یا به ترجمه آن مراجعه كنید.
ج . احكام طلاق
آیا به یاد مى آوریم لحظات شیرین و مقدس ازدواج را؟
همان زمانى كه اشك شوق مادر همچون شبنم بر گونه هایش جارى مى شد، و با زبانى لرزان به دخترش مى گفت : ((دخترم به آرزوى خود رسیدم و شكر خدا كه عروسى تو را دیدم )).
همان وقتى كه پدر، آغوش پرمهر و محبت خود را باز مى كرد و پسرش را در آغوش مى فشرد و به او مى گفت : ((پسرم بر تو مبارك باد، سالیانى است كه در انتظار چنین روزى بودم )).
همان لحظاتى كه خواهر و برادر با لبخندى شیرین و با شور و هیجانى سرشار از شوق و شادى مى گفتند: ((پیوندتان مبارك باد)).
آن هنگامى كه خردسالان با شاخه اى از گل شادى ، احساسات پاك خود را ابراز مى كردند و با شیرین زبانى مى گفتند: ((عروسى تان مبارك باد)).
آن زمانى كه خویشان و نزدیكان با دستانى گرم و صمیمى و با بوسه هایى پر از مهر و صفا خداحافظى مى كردند و مى گفتند: ((ان شاءالله به پاى یكدیگر پیر شوید)).
آرى ، آیا به یاد مى آوریم لحظات شیرین و مقدس ازدواج را؟
آیا مگر آن قند و شاخه نبات ، بجز پیامى شیرین پیام دیگرى داشتند؟ مگر آن چراغهاى رنگى ، بجز نور شادى نور دیگرى مى پاشیدند؟
مگر آن لباس هاى سفید، بجز خبر انس و الفت و آشتى خبر دیگرى مى دادند؟
مگر آن شب ، بجز سرود زیبایى و جاودانگى سرود دیگرى مى نواختند؟ اینك پس از آن همه چگونه مى توان نظاره گر از هم گسستن آن پیوند زیبا و مقدس بود؟
چگونه مى توان به جاى آن اشك شوق ، اشك غم و اندوه را بر چهره مادر دید؟
چگونه مى توان به جاى آن آغوش پرمهر و محبت پدر، آغوشى سرد و بى روح را احساس كرد؟
به كدام قیمتى مى توان لبخند شیرین خواهر و برادر را با چهره اى غم گرفته و اندوهناك معاوضه نمود؟
به كدام بهایى مى توان گل شادى خردسالان را در پاییز جدایى ، پژمرده دید؟
كدام طاقت و توانى است كه حاضر است به جاى صداى دلنشین ((بابا)) و ((مامان )) فرزندان ، گریه تنهایى آنان را بشنود؟
آیا مگر دوست نداریم كه فضاى خانه بوى عشق و محبت و ایثار دهد، و بوسه هاى شیرین بر گونه هاى حریرگون كودكان بنشیند و عطر دل انگیز آن به مشام رسد؟
آیا سزاوار است كه كودكان معصوم ، بى پناه شوند و فداى ((غرور)) پدر و ((لجاجت )) مادر گردند؟
آیا مگر ((طلاق )) مبغوضترین كار حلال در پیشگاه خداوند نیست ؟
بارى ، از این رو بود كه قلم نگارنده ، توان آن نداشت كه از ((طلاق )) سخنى گوید و یا احكام آن را روى صفحه كاغذ به رشته تحریر كشد.
امید است كه با ((گذشت )) پدران و ((پیشقدمى )) مادران ، دوباره نور شادى و سرور را به خانه و خانواده آورد، و بیش از این قلب شكستنى و نازنین فرزندان را آزرده نكند.
سه . حقوق فرزندان و وظایف پدر و مادر
برخى از حقوق فرزندان كه بر عهده پدر و مادر است عبارتند از:
اء. غسل ولادت ، گفتن اذان و اقامه ، كامگشایى
در صورتى كه براى نوزاد زیان نداشته باشد، مستحب است هنگام تولد، او را غسل دهند؛ و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه را بگویند: و كام او را با آب فرات و تربت حضرت سیدالشهداءعلیه السلام بگشایند.
ب . نامگذارى
نامگذارى نوزاد با نامهاى خوب ، مستحب و از حقوق فرزند بر پدر است . و بهترین نام ها هر نامى است كه بندگى خدا - جل شاءنه - را در بر داشته باشد؛ مانند: عبدالله ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، و مانند آنها. و پس از آن ، نامهاى پیامبران و امامان علیهم السلام است كه بهترین آنها نام ((محمد)) است . بلكه اگر داراى چهار فرزند است كراهت دارد نام یكى از آنان ((محمد)) نباشد. و همچنین مكروه است اگر نام او ((محمد)) است كنیه او را ((ابوالقاسم )) بگذارد.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى فرمایند:
اى على ! حق فرزند بر پدر این است كه نام زیبا براى او انتخاب و ادب و اخلاقش را نیكو كند و كار شایسته اى براى وى برگزیند.
امام رضا از پدرانش علیهم السلام نقل مى كند كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هرگاه نام فرزند خود را محمد گذاشتید، به او احترام بگذارید و برایش جا باز كنید و با وى ترشرویى نكنید.
((سكونى مى گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم در حالى كه غمگین و اندوهناك بودم . حضرت به من فرمودند: سكونى چرا غمگینى ؟
عرض كردم : دخترى نصیبم شده است ...
حضرت فرمودند: او را چه نام نهاده اى ؟
عرض كردم : ((فاطمه )).
حضرت فرمودند: آه ! آه !... اكنون كه او را ((فاطمه )) نام نهاده اى دشنامش مده . نفرینش مكن و او را كتك مزن .
امام باقر از پدرانش علیهم السلام نقل مى فرمایند:
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نامهاى زشت و نازیباى مردان و شهرها را تغییر مى دادند [و به جاى آنها نامهاى زیبا و نیكو را برمى گزیدند].
ج . ختنه كردن
1. ختنه كردن پسر واجب است . و اگر تا پس از بلوغ تاخیر بیفتد بر پسر واجب است كه خودش را ختنه كند حتى اگر كافر ختنه نشده اى مسلمان شود واجب است كه ختنه شود اگر چه سالخورده باشد. و تا زمان بلوغ بر ولى پسر واجب نیست كه او را ختنه كند. پس چنانچه پسر بدون ختنه بالغ شد بر خودش ختنه كردن واجب است . اگرچه احوط آن است كه ولى اش ‍ وى را ختنه كند.
2. ختنه شدن ذاتا واجب است و شرط صحت در طواف حج یا عمره است چه آن دو واجب باشند یا مستحب . ولى بنابر اقوا شرط صحت نماز نیست چه رسد به سایر عبادات .
3. اگر كسى بچه اى را ختنه كند و ضررى به آن بچه برسد یا بمیرد، چنانچه بیشتر از معمول بریده باشد ضامن است . و اگر بیشتر از معمول نبریده باشد ضامن نیست .
د. ولیمه و مهمانى
ولیمه دادن هنگام تولد بچه مستحب است و این یكى از پنج موردى است كه ولیمه دادن در آنها سنت و مستحب است ، همان گونه كه یكى از آن موارد در هنگام ختنه كردن است . و معتبر نیست كه ولیمه در همان روز اول تولد داده شود، بلكه تاخیر آن تا چند روز نیز اشكالى ندارد. و ظاهر این است كه چنانچه ختنه در روز هفتم و یا پیش از آن صورت گیرد و در روز ختنه به نیت ولیمه تولد و ختنه ، ولیمه داده شود، هر دو كار مستحب انجام شده است .
ه . عقیقه كردن
1. از مستحباتى كه بر آن تاكید شده ، عقیقه و قربانى كردن براى نوزاد پسر و دختر است . و مستحب است براى نوزاد پسر، حیوان نر و براى نوزاد دختر، حیوان ماده عقیقه شود. و مستحب است كه عقیقه را در روز هفتم انجام دهند. و چنانچه از روز هفتم به تاخیر بیفتد - چه با عذر و چه بدون عذر - عقیقه ساقط نمى شود. بلكه اگر براى فرزند عقیقه ندادند و او بالغ شد، مستحب است كه فرزند براى خودش عقیقه دهد. و چنانچه در زمان حیات نیز عقیقه ندهد، مستحب است پس از مرگ وى برایش عقیقه دهند. و عقیقه باید یكى از چهارپایان سه گانه باشد: گوسفند ((میش یا بز))، گاو و شتر، و صدقه دادن پول عقیقه به جاى آن كافى نیست و جاى آن را نمى گیرد... و مستحب است پا و ران عقیقه را به ماماى بچه اختصاص ‍ دهند. و چنانچه آن ربعى از عقیقه را كه پا و ران عقیقه در آن است به ماما بدهند، بعید نیست كه هر دو كار مستحب را انجام داده باشند. و در صورتى كه ماما نباشد سهم او را به مادر مى دهند تا آن را صدقه بدهد.
2. در عقیقه مخیر هستند بین این كه آن را به صورت گوشت خام یا پخته شده تقسیم كنند. و یا این كه آن را بپزند و عده اى از مؤ منان - دست كم ده نفر - را دعوت كنند. و اگر بیشتر از ده نفر باشند بهتر است . و مهمانان از آن بخورند و براى نوزاد دعا كنند. و اشكالى ندارد كه عقیقه مطابق آنچه متعارف است پخته شود، و گاهى گفته مى شود بهتر آن است كه با آب و نمك پخته شود. ولى بهتر بودن این كار معلوم نیست .
امام صادق علیه السلام مى فرمایند:
[سلامتى ] هر فرزندى در گرو عقیقه است .
و. شیر دادن
1. براى شیر دادن بچه بهتر از هر كس مادر اوست ... .
2. نهایت شیر دادن دو سال كامل است . و جایز است تا سه ماه كمتر از این مدت ، آن را كاهش داد. یعنى در بیست و یك ماهگى كودك را از شیر گرفت ، ولى در صورت امكان و عدم ضرورت ، كمتر از این مدت جایز نیست .
نكته
ام اسحاق مى گوید: مشغول شیر دادن یكى از دو پسرم محمد و اسحاق بودم . امام صادق علیه السلام به من فرمودند: ام اسحاق ! او را از یك پستان شیر نده . بلكه از هر دو پستان شیر بده ، زیرا یكى از آن دو پستان غذا و دیگرى آب است .
ز. نگهدارى و تعلیم و تربیت ((حضانت ))
1. مادر براى نگهدارى و تربیت فرزند و آنچه مربوط به این دو مى شود، مانند مصلحت نگهدارى او در ایام شیرخوارگى یعنى دو سال سزاوارتر است ، در صورتى كه مادر آزاد، مسلمان و عاقل باشد، خواه فرزند پسر باشد یا دختر، خواه مادر - خودش - وى را شیر داده باشد یا دیگرى . پس ‍ جایز نیست پدر در این مدت ، فرزند را از مادر جدا كند و بگیرد اگر چه - بنا بر احتیاط - مادر، او را از شیر گرفته باشد. و هنگامى كه مدت شیرخوارگى پایان یافت ، پدر نسبت به پسر، و مادر نسبت به دختر سزاوارتر است تا این كه دختر به 7 سالگى برسد كه در این صورت پدر براى نگهدارى و تربیت دختر شایسته تر است . و چنانچه مادر پیش از 7 سالگى دختر به وسیله فسخ یا طلاق از پدر جدا شود، تا زمانى كه با دیگرى ازدواج نكرده است حقش از بین نمى رود.
بنابراین اگر مادر ازدواج كند حق نگهدارى و تربیت وى از پسر و دختر ساقط مى شود و براى پدر باقى مى ماند. و در صورتى كه مادر از شوهر دوم جدا شود، بعید نیست كه دوباره حق حضانت مادر برگردد. و احوط در این مورد مصالحه و توافق از راه مسالمت آمیز است .
2. اگر پدر پس از انتقال حضانت به او یا پیش از آن بمیرد، مادر براى حضانت فرزند - چه پسر و چه دختر - هر چند با دیگرى ازدواج كرده باشد از وصى پدر و همچنین سایر خویشان پدر حتى پدر پدر و مادر پدر - تا چه رسد به دیگران - سزاوارتر است . همانگونه كه اگر مادر در زمانى مسوول حضانت فرزند است بمیرد، پدر از دیگران سزاوارتر است ....
3. براى ولى جایز است بچه را به شخص درستكارى دهد كه صنعت یا خواندن یا خط و نوشتن یا حساب و علوم عربى و غیر اینها از علومى كه براى دین و دنیاى او سودمند است به او بیاموزد.
و بر ولى لازم است بچه را زا فساد اخلاقى حفظ كند، تا چه رسد از چیزى كه براى عقاید او زیان داشته باشد.
4. واجب است بر ولى كه كودكانش را از هر چیزى كه براى آنان و یا دیگران زیان دارد، و همچنین از هر چیزى كه یقین دارد شارع مقدس به خاطر فساد در آن ، نبودش را در اجتماع خواسته است مانند غیبت باز دارد.
5. براى جلوگیرى بچه از مس خط قرآن واجب نیست ، ولى اگر مس نمودن او بى احترامى به قرآن باشد، باید او را از این كار باز دارند.
6. كودكان به ده سالگى كه مى رسند در بستر خواب از یكدیگر جدا شوند، و در روایتى وارد شده است كه این كار در شش سالگى انجام گیرد.
یادسپارى
O اگر بچه نابالغ چیزى پیدا كند، ولى او باید اعلان نماید.
استفتا
تنبیه فرزند
آیا جایز است پدر و مادر، فرزندشان را بدون دلیل و از روى عصبانیت و بى حوصلگى كتك بزنند یا حق الناس بر گردنشان است ؟
باسمه تعالى ؛ جایز نیست ، ولى براى تاءدیب در حد متعارف كه موجب سرخى و سیاهى و كبودى نشود جایز است .
اگر خاله ، دایى ، عمو، عمه ، خواهر و برادر چنین كارى را انجام دهند، آن وقت چه صورتى دارد؟
باسمه تعالى ؛ جایز نیست .
نكته
دیه سیلى زدن به گونه اى كه صورت سیاه شود، ولى مجروح یا شكسته نشود 6 دینار؛ و اگر سبز ((كبود)) شود اما سیاه نگردد 3 دینار؛ و اگر سرخ شود 5/1 دینار است . و دیه كتك زدن به جاهاى دیگر بدن نصف دیه هاى پیشین است . پس چنانچه بدن سیاه شود 3 دینار؛ و اگر سبز ((كبود)) گردد 5/1 دینار؛ و در صورتى كه سرخ شود 4/3 ((سه چهارم )) دینار است . و در این دیه بین مرد و زن و كوچك و بزرگ تفاوتى نیست ... .
ح . احكام صغیر و فرزندان خردسال
1. صغیر كسى است كه به حد بلوغ نرسیده و از نظر شرع ((در تصرفات مالى )) محجور و ممنوع است ؛ یعنى تصرفات صغیر در اموال خودش ‍ به وسیله فروختن ، صلح كردن ، هدیه كردن ، قرض دادن ، اجازه دادن ، و دیعه دادن ، عاریه دادن و جز آن نافذ نیست ، مگر در موارد استثنایى مانند وصیت طبق آنچه گفته خواهد شد. و فروش چیزهاى كم ارزش و غیر مهم ، به همان گونه اى كه گذشت اگر چه صغیر در نهایت تمیز و رشد بوده و تصرفش نیز در نهایت منفعت و صلاح باشد. بلكه در صحت تصرفاتش ‍ اجازه دادن ولى او در گذشته و یا آینده نزد مشهور فقها فایده اى ندارد و اقوا نیز همین است .
2. در برطرف شدن حجر و ممنوعیت از بچه رسیدن به بلوغ كافى نیست ؛ بلكه باید با بلوغ ، رشد هم پیدا كرده و نیز سفاهت به معنایى كه خواهیم گفت نداشته باشد.
3. ولایت تصرف در مال كودك و توجه به مصالح و شوون او بر عهده پدر و جد پدرى كودك ، و در صورت نبودن آنان ، بر عهده قیم تعیین شده از سوى پدر و یا جد پدرى است . و قیم كسى است كه یكى از پدر و یا جد پدرى كودك وصیت كند كه آن كس ناظر بر امور كودك باشد. و در صورت نبودن قیم ، حاكم شرع ، و در صورت نبودن حاكم شرع ، افراد با ایمانى كه بنابر احتیاط داراى عدالت هستند بر كودك ولایت دارند، پس مادر و جد مادرى و برادر تا چه رسد به سایر نزدیكان ، بر كودك ولایت ندارند.
4. فروختن زمینهاى بچه در صورت نیاز و به مقتضاى مصلحت ، براى ولى او جایز است . پس چنانچه فروشنده ، پدر و جد بچه باشد، براى حاكم جایز است كه آن معامله را تثبیت كند، اگر چه براى خود حاكم ثابت نباشد كه این معامله طبق مصلحت بوده است . ولى چنانچه فروشنده غیر از پدر و جد باشد مانند وصى ، احتیاطا حاكم نباید آن معامله را تثبیت كند، مگر این كه مصلحت آن برایش ثابت باشد، اگر چه اقرب  این است در صورت كه وثاقت  وصى برایش ثابت باشد تثبیت آن براى حاكم جایز است .
5. مضاربه با مال كودك و سرمایه گذارى با آن به شرطى كه عامل و طرف مضاربه شخصى ثقه و امین  باشد، براى ولى جایز است . پس اگر ولى ، مال كودك را به غیر چنین شخص بدهد [و تلف شود] ضامن خواهد بود.
6. ولى باید با میانه روى - نه زیاده روى و سختگیرى - براى بچه هزینه كند. و باید عادت بچه و نظایر او را در نظر بگیرد. از این رو باید خوراك و پوشاكى كه مناسب با شاءن بچه است ، براى او فراهم كند.
7. براى ولى یتیم جایز است به طور جداگانه خوراك و پوشاك او را از مالش ‍ بدهد.
و جایز است او را با خانواده خودش در نظر بگیرد و مانند یكى از آنان بشمرد.
پس مصارف خوردنى و آشامیدنى را سرانه تقسیم مى كند و مصارف پوشیدنى را جداگانه به شمار مى آورد، و همچنین است براى یتیمانى كه متعددند.
بنابراین براى متولى جایز است هزینه آنان را جداگانه و یا با مخلوط كردن مصارف خوردنى و آشامیدنى - نه پوشیدنى - در نظر بگیرد.
موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها:
ادامه مطلب
نظرات()
نویسنده : محمدرضا برزگر
تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

تبادل بنر مذهبی